احمد بن حسين بن على كاتب

220

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

ذكر آمدن امير حاجى محمد از كرمان به يزد و رفتن به اصفهان امير حاجى محمد بن امير « 1 » غناشيرين با اسباب هرچه تمامتر و لشكر آراسته و تجمّل پادشاهى از كرمان متوجّه يزد شد و اهالى يزد او را استقبال كردند و او را در مقام باغ عزّ آباد فرود آوردند ، و سه روز در يزد بود يك من كاه توقع نكرد و مردم را استمالت داد و متوجّه اصفهان شد . و چون خبر او به اصفهان رسيد تمام اكابر اصفهان استقبال كردند و / 247 / به اعزاز تمام او را پيش شاهزاده بردند . شاهزاده او را در كنار گرفت و بنشاند و تفقّد فرمود و طوى پادشاهانه بكشيد و اسبان با زين زر پيشكش حاجى محمّد كرد . و در اين ولا از طرف سميرم و احشام آنجا و از طرف يزد خواست داروغگان بيامدند ، و از طرف ساوه خبر رسيد كه حسن بيك و جمعى از تركمانان عزيمت [ 284 ] محاصرهء ساوه كرده‌اند و امير شيخ‌زاده با ايشان محاربه كرد و فرصت شيخ‌زاده را بود و حسن بيك « 2 » تركمان راه فرار پيش گرفت ، و شاهزاده با لشكر متوجّه كندمان شد و عزيمت تسخير شيراز كردند . و بعد از چند روز كه لشكر اطراف به دو جمع شدند متوجّه قصر زرد شدند و از قصر زرد مولانا جمال الاسلام سمنانى به رسالت پيش شاهزاده عبد اللّه فرستاد . مولانا او را نصيحت فرمود . اميرزاده عبد اللّه او را موقوف داشت و از شيراز جمعى لشكر به محافظت راه فرستاد . قراول شاهزاده محمد به ايشان رسيد و محاربه واقع شد و شكست بر لشكر شيراز آمد . ذكر خبر بيرون آمدن امير زاده عبد اللّه با لشكر از شيراز چون اين خبر به شيراز رسيد امير زاده عبد اللّه با امرا مثل خدا قلى و امير على فارسى و امير بدر الدين و ديگر امرا با لشكر بيرون آمدند و به عقبهء مائين آمدند و بنشستند . چون شاهزاده خبر يافت از قصر زرد بر منزلى « 3 » نزول كرد و از آنجا متوجّه پروا « 4 » شد . خبر رسيد كه امير مراد با لشكر از حويزه و شوشتر / 248 / به لشكر شيراز پيوست و به

--> ( 1 ) . م : « امير » ندارد . ( 2 ) . مل : « - بيك » ندارد . ( 3 ) . مل : از قصر زر بدنبه . ( 4 ) . مل : لردا ( ؟ ) .